برای قلم
مینیمال های من
عاشق قلم زدن و نوشتن هستم. موضوع مهم نیست اصل نوشتن است. وقتی می نویسم یه احساس آرامش عجیبی بهم دست میده؛ پس شاید بهتر باشه بگم، برای آرمشم می نویسم.

از روی هوس نبود

بیست و یکم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

ظهر یکی از روزهای رمضان بود... حسین حلاج همیشه برای جذامی‌ها غذا می‌برد و آن روز هم از خرابه‌ای که بیماران جذامی در آن زندگی می‌کردند؛ می‌گذشت... جذامی‌ها ناهار می‌خوردند... ناهار که چه؟ ته مانده‌ی غذاهای دیگران و چیزهایی که در پس مانده‌ها پیدا کرده بودند و چند تکه نان... یکی از آن‌ها بلند می‌شود و به حلاج می‌گوید: بفرماید ناهار!

- مزاحم نیستم؟

- نه بفرمایید.

حسین حلاج پای سفره می‌نشیند... یکی از جذامی‌ها رو به او می‌گوید:(( تو چگونه است که از ما نمی‌ترسی... دوست‌های تو حتی چندششان می‌شود که از کنار ما رد شوند... ولی تو الان ... ))

حلاج می‌گوید:

خوب آن‌ها الان روزه هستند برای همین این جا نمی‌آیند تا دلشان هوس غذا نکند.

- پس تو که این همه عارف و خدا پرست هستی، چرا روزه نیستی؟

- نشد امروز را روزه بگیرم...

حلاج دست به غذاها می‌برد و چند لقمه می‌خورد... درست از همان غذاهایی که جذامی‌ها بهشان دست زده بودند...

چند لقمه که خورد، تشکر کرد و رفت ...

هنگام افطار که حلاج غذایی به دهانش می‌گذارد و می‌گوید: خدایا روزه من را بپذیر...

یکی از دوستان حلاج می‌گوید: ولی ما تو را دیدیم که در حال ناهار خوردن با جذامی‌ها بودی.

حسین حلاج در جوابش می‌گوید: آن خدا است...روزه‌ی من برای خداست...او می‌داند که من آن چند لقمه غذا را از روی گرسنگی و هوس نخوردم...دل بنده‌اش را می‌شکستم و روزه‌ام باطل می‌شد خوب بود یا خوردن چند لقمه غذا؟؟؟

قضاوت

بیستم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

یکی از چیزهایی که خیلی من رو اذیت می‌کنه اینه که می‌بینم اکثر افراد دور و برم من ندونسته و نشناخته راجع به بعضی مسائل موضع گیری‌های خیلی تندی می‌کنند، موضع گیری‌هایی که همش رو حساب حرف‌هایی که شنیدن.

قضاوت کردن راجع به انسان‌ها، افکار و عقاید اون‌ها کار آسونی نیست. یادم یک جایی خونده بودم که تنها زمانی میشه راجع به یک انسان قضاوت کرد که جای اون بود. اما دلیل اینکه این مطلب رو نوشتم اینکه دلم خیلی پره از کسایی که با پیش داوری‌هاشون خون به دلم کردم.

فقط می‌خوام بگم شمایی که خیلی راحت به من تهمت می‌زنی، به من میگی کافر و هزار و یک چیز دیگه تا حالا شده یه بار بشینی و درست و حسابی به حرف‌های من گوش بدی. خیلی بده آدم یک طرف به قاضی بره. هیچ عیبی نداره، شما به من بخندید چون با شما تفاوت دارم، من هم به شما می‌خوندم چون همه‌تان شبیه هم هستید.

سناریویی برای خانه سینما

هجدهم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

سناریوی خوبی نوشته‌اید اما...

«بسمه تعالی، جناب آقای شمقدری چرا اینقدر بسته و با تنگ نظری برخورد می‌شود. باید اجازه داد یک نهاد صنفی کار خودش را بکند. اکثریت قاطع اعضای خانه سینما متعهد به کشور و ارزش‌های الهی و انسانی هستند. کاری نشود که گرایشات و اغراض شخصی و گروهی به نام انقلاب و یا خدای ناکرده با استفاده از قدرت سازمانی تحمیل گردد. فوری مشکل را حل کنید و اعلام نتیجه شود.»

ایسنا دیروز نوشته؛ این نامه اخیر رییس دولت دهم است خطاب به معاون سینمایی‌اش. ظاهراً بعد از یکسال و نیم دعوایش کرده که چرا اینقدر تنگ نظری تو!

از آن طرف معاون سینمایی گفته این نامه دچار تداخل زمانی شده و مال فروردین است و ما اردیبهشت به احمدی‌نژاد توضیح دادیم و او هم پذیرفته و الان طرفدار ماست و می‌داند حق با ماست و خانه سینمایی‌ها لج کرده‌اند و نمی‌خواهند خانه سینما در دولت دهم باز شود. اما دوباره دفتر رییس جمهور حرف‌های شمقدری را رد کرده و گفته نخیر نامه جدید است و بعد توضیحات شمقدری صادر شده. یعنی مثلاً ((الان دیگه من دعوات کردم جواد، مقاومت بیجا نکن، برو این خونه رو واکن. اینام بچه‌های خوب و متعهدی‌ان. اوکی جواد؟))

ادامه مطلب

سکانس بدبختی

شانزدهم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

امروز که داشتم به زندگیم فکر می‌کردم دیدم از اون روزی که چپ و راستم رو شناختم تا به امروز رو اگه یه فیلم سینمایی حساب کنم تماماً مشغول بازی کردن سکانس بدبختی بود. چه بدبختی‌ای؟!

بگذریم، اجازه بدید زیاد وارد مسئله نشیم.

کاش یکی پیش این کارگردان زندگی سفارش من رو بکنه تا حداقل در یک سکانس خوشبختی نقش درخت رو بازی کنم. بخدا مردم از این همه سگ دو زدن و استرس داشتن.

bodhi

شانزدهم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

سهراب سپهری

آنی بود، درها واشده بود.

برگی نه، شاخی نه، باغ فنا پیدا شده بود.

مرغان مکان خاموش، این خاموش، آن خاموش، خاموشی

                                                              گویا شده بود.

آن پهنه چه بود: با میشی، گرگی همپا شده بود.

نقش صدا کم‌رنگ، نقش ندا کم‌رنگ. پرده مگر

                                                              تا شده بود؟

من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود.

زیبایی تنها شده بود.

هر رودی، دریا،

                     هر بودی، بودا شده بود.

((سهراب سپهری))

چارلی چاپلین و انیشتین

دهم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

انیشتین و چارلی چاپلین یکدیگر را در سال 1931 ملاقات کردند.

انیشتین به چارلی چاپلین گفت: می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست؟!
"این است که تو حرفی نمی زنی و همه حرف تو را می فهمند."

چارلی هم با خنده پاسخ داد: تو نیز می دانی آنچه باعث شهرتت شده چیست؟!
"این است که تو با اینکه حرف می زنی، هیچ کس حرفهایت را نمی فهمد."

چاقی

دهم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

چاقی

یکی از مسائلی که تازگی‌ها برای من تبدیل به یک مشکل جدی شده چاقی و اضافه وزن است. در حالی که من خودم کاملاً از هیکلم راضی هستم و با چاقی خودم مشکل ندارم اما اطرافیان مدام با سرکوفت زدن و متلک گفتن سعی در ترقیب من برای رژیم گرفتن دارند.

یکی نیست بگه آخه آدم حسابی پنچ‌تا انگشت شبیه هم نیستن، اون وقت شما توقع دارید تمام مردم دنیا مثل باربی باشن و اضافه وزن نداشته باشن. اتفاقاً زیبایی دنیا به همین آدم‌های چاق و لاغر است و اگه قرار باشه همه مثل هم باشن دیگه دنیا زیبا نیست.

شما هچین مشکلی دارید؟ به نظر شما همه آدم‌ها باید لاغر باشن؟

طعمه روزگار

هشتم تیر 92

نویسنده: وحید بهرامی |

همیشه می‌دیدم آدم‌هایی رو که زباله‌گردی میکنن، در کارتن می‌خوابن و کنار خیابان شیشه می‌کشن. همون آدم‌هایی که وقتی از بغلشون رد میشیم میگیم "اَه چه بوی گندی میده تنش". بعضی میگن این آدم‌ها مریضن، بعضی دیگه میگن مجرم، اما این‌ها فقط درد دارن.

شاید این چیزهایی که گفتم برای شما خیلی دردناک باشه، اما این آدم های بد بو اینقدر دردهای بزرگتری در زندگی دارند که به خاطر فرار از اون‌ها به این دردها تن می‌دهند. حالا باید پرسید چه کسی مسئول درد کشیدن این آدم‌هاست.


پ.ن: بارها با این افراد در خیابان‌ها برخورد کرده‌ام و هربار سعی کردم طوری ازشون فرار کنم، چون به من گفتن اینها گرگ‌هایی هستن که دنبال طعمه هستن، اما تازگی‌ها متوجه شدم این‌ها خودشون طعمه گرگ روزگار شدن دیگه حالی برای شکار ندارن. تنها دلیلی هم که این مطلب رو نوشتم احساس همدردی بود که نسبت به این افراد پیدا کردم.

  • تعداد کل صفحات : 3 
  • 1  
  • 2  
  • 3  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : وحید بهرامی

← لینکدونی

← آرشیو

← نظرسنجی

    کدام یک از سریال‌های ماه رمضان را می‌پسندید؟





← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو